X
تبلیغات
رایتل

دمادم با تاریخ

وبلاگ گروه تاریخ شهرستان فومن

31 خرداد 1394 ساعت 01:16 ق.ظ

اولین اتوبوس در ایران

اولین اتوبوس در ایران توسط یک تاجر بلژیکی در شهر رشت به کار گرفته شد، اما به مرور زمان و با توجه به میزان کرایه، سودآوری و زیر ساخت های حمل و نقل توجیه اقتصادی آن رد شد و به همین دلیل اتوبوس به کار گرفته شده به یکی از تجار ایرانی به نام (معین التجار) فروخته شد.

او نیز پس از انقلاب مشروطه اتوبوس خود را به تهران آورد و با کرایه هر نفر 3 شاهی مشغول به فعالیت شد که به مرور زمان تقاضا برای استفاده از این خودرو بیشتر از قبل شد و پس از چند سال با ورود چند اتوبوس توسط تجار مختلف به شهر رونق زیادی در جابه جایی مسافر شکل گرفت.

(نقل از زهرا بهنام)

30 خرداد 1394 ساعت 02:10 ق.ظ

عکس آب خوردن مظفرالدین شاه قاجار

عکس دیده نشده از مظفرالدین شاه قاجار. 

ایشان در زیر عکس نوشتند: عکس ما است وقتی آب می خوریم.


24 خرداد 1394 ساعت 12:22 ق.ظ

نامه های خانوادگی ناصرالدین شاه قاجار

این یادداشت از صفحه انجمن پژوهشگران تاریخ. خانم فاطمه قاضیها نقل شده است:


«زمانی که ناصرلدین شاه قاجار به سفر فرنگ میرفت بجز رجال و نظامیان و غیره که گزارش اوضاع کشور و غیره را برای او ارسال میکردند، ازحرمخانه نیز نامه های برای او میرفت، چه از طرف دخترانش، زنان حرم خواجه حرمسرا و بالاخره مادر شاه، متن ذیل بخشیهایی از نامه ایست که مهد علیا برای پسرش هنگامی که سفر فرنگستان رو به اتمام بوده نوشته است:

هو: قربانت شوم ،تصدقت گردم ان شاءالله، امروز صبح جهار شنبه تلگراف سلامتی وجود مبارک رسید،در حقیقت عید مبارک شد، از احوالات بخواهید امروز عید حرمها را به نهار در بالاخانه شمس المار مهمان کردم.....از دوری حضور مبارک همه کاهیده و افسرده هستند.....ببینید چه خبر است که هرکاری میکنم شیرازی کوچکه [یکی از سوگلیها]خنده کند نمیشود. خداون ان شاءالله وجود شما را از جمیع بلیات حفظ کند........ان شاء الله به شما خوش خواهد گذشت از تماشاها و سیاحتها، ولی ان شاءالله به فراموشخانه تشریف نخواهیدبرد، اگر بروید شیر هشت ماه داده را حلال نخواهم کرد. ان شاء الله فراموش نخواهید کرد. قربانت شوم احوال ببری خان با بچه هایش خوبست، همیشه ماچش میکنم.
ان شاءالله روزی باشد که مژده تشریف آوردن شاه را باتلگراف بشنویم،قربانت شوم دستبند مرا فراموش نفرمایید. خداوند جان مرا به قربان شما بکند، ان شاء الله.[مهد علیا]. 

*********

نقل از: روزنامه خاطرات ناصرالدین شاه در سفر اول فرنگستان، به کوشش فاطمه قاضیها ، تهران، سازمان اسناد ملی ایران ، 1377 صص434-436

13 خرداد 1394 ساعت 12:27 ب.ظ

جام دو شیر

جام طلایی دو شیر یکی از آثار باستانی باارزشی است که در منطقه کلاردشت دراستان مازندران کشف شده‌است. طرح شیرهای این جام یگانه، با ظرافت بسیار بر روی بدنه نقش شده و دو سر بیرون آمده از کناره‎های جام که از نظر کاربردی، نقش دسته را  ایفا میکند، باعث میشود بیننده خیال کند سر شیرها از درون جام بیرون آمده است. قدمت این جام بی نظیر به حدود ۸۰۰ سال پیش از میلاد مسیح بازمیگردد. 

جام طلایی دوشیر در موزه ایران باستان نگهداری می‌شود و  طراحی و حکاکی روی آن، ظرافت و خلاقیت این هنر را در آن زمان به نمایش میگذارد. 

2 فروردین 1394 ساعت 06:44 ب.ظ

آیا بهار باز خواهد گشت؟

بسیاری از افسانه های قدیم دلالت دارند بر ترس نخستین انسان ها از اینکه مبادا
خورشید در پایان شب طلوع نکند، یا بهار در پایان زمستان بازنگردد. مثلا، 
به عقیده یونانیان باستان، دمتر، الهه حامی کشتزارها و محصولات کشاورزی، 
دختری از زئوس به دنیا آورد به نام پرسه فونه که زیبایی خیره کننده ای داشت.هایدس،برادرزئوس و خدای دوزخ ها ، عاشق او شد. روزی که پرسوفونه درچمنزاری در سیسیل گلهای نرگس می چید، زمین زیر پایش باز شد و هایدس 
او را به سراپرده خود دراقلیم دوزخ ها برد. پرسه فونه از خدایان کمک طلبید و به درگاهشان استغاثه کرد.اما زئوس به این ربایش رضایت داد. دمتر که از 
فریادها هراسان شده بود آسیمه سر مدت نه شبانه روز دنیا را برای پیدا کردن 
دخترش زیرپا گذاشت ،تا اینکه هلیوس ،خدای آفتاب، که همه چیز را می بیند 
دمتر را از آنچه گذشته بود آگاه کرد. الهه خشمگین تصمیم گرفت دیگر به آسمان 
باز نگردد.او از سرزمینی به سر زمینی دیگر می رفت و آداب کشت و زرع را 
به آدمیان می آموخت. با وصف این ،غیبتش از آسمان ،زمین را سترون کرد.
خدایان بر آن شدند که پادرمیانی کنند،زیرا نظم طبیعی بهم خورده بود.
آنها تصمیم گرفتند پرسوفونه را به مادرش باز گردانند، به شرط آنکه در دنیای 
زیر زمین تا آن وقت چیزی نخورده باشد. هرمس ، که خدایان او رابه عنوان
پیک به محل فرستاده بودند، دریافت که پرسه فونه یک حبه انار که هلیوس 
آن را به نشاته عشقش به او پیشکش کرده بود،خورده است.دیگر بازگرداندن همیشگی او به زمین ممکن نبود.خدایان درصدد مصالحه ای برآمدند؛
سرانجام قرار شد پرسه فونه هر ساله در موسم بهار به مدت هشت ماه 
به روی زمین نزد مادرش بازگردد و در پایان پاییز به مدت چهارماه نزد شوهرش 
به زیر زمین برود. تا هر وقت که او از مادرش جدا مانده باشد، زمین سترون و 
زمستان خواهد شد.
پرسه فونه نمادی از رویش گیاهان و بذر مدفون در دل خاک به هنگام
زمستان است که در بهار جوانه می زند.
..........................
منبع :سرگذشت اتم، پی یر رادوانی ،مونیک بوردری،ترجمه عبدالحسین 
نیک گهر، انتشارات سروش، چاپ اول 1370،چاپ دوم 1386ص.19

1 2 3 >>